قالب وردپرس
خانه / اعدام / من زنم زنی از نسل مرد / شراره بیگناه اعدام شد

من زنم زنی از نسل مرد / شراره بیگناه اعدام شد

نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ۲۷ آبان ماه ۹۷ ؛ من همیشه شعارم اینه زنی هستم از نسل تافته جدا بافته بله واقعا تافته جدا بافته هستیم .

هربار خبر خودکشی یا کشتن زنی را می شونم هزار بار در درون خود میمیرم و می گویم چرا و من کی هستم همان تافته جدا بافته  و این بار خبر ،خبر اعدام ، اعدامی که نوشتنش و بر زبان آوردنش قدرتی خاص میخواهد چه بیگناه چه گناهکار البته گناهکار از نظر قانون …

میخواهم از زنی بگویم که چند روز پیش اعدام شد که حقش اعدام نبود چون جرمی مرتکب نشده بود فقط یک قربانی بود چرا باید اعدام می شد ؟

زنی بیست و هفت ساله اعدام شد دیگر کل مشکلات ایران حل شد شراره بیست و هفت ساله که در سن شانزده ساله گی ازدواج کرده و فقط دوران ابتدای را تمام کرده بود و از تحصیلات خوبی برخوردار نبود و هنوز یک کودک بود که وارد دنیای ادم بزرگها شد و زندگی مشترک خود را شروع کرد .

او از همان خرد سالی با فقر دست و پنجه نرم می کرد وی زندگی خوبی نداشت بلکه با زندگی میجنگید فرزند بزرگ خانواده بود و فکر کرد با ازدواج کمک بزرگی به خانواده میکند. او در زمان زندگی مشترک هم زندگی خوبی نداشت وی صاحب پسری شد به اسم ایلیا شراره زنی زیبا و خوش اخلاق وصادق بود. در سن کم ازدواج کرده بود و صاحب فرزند بود و ریز و درشت کارهایش را با شوهرش درمیان میگذاشت.

شراره یک روز آفتابی با پسر دلبندش بیرون میرفت که در خیابان متوجه میشود که فردی از اهالی روستای پدریش دنبالش راه افتاده اول توجه نکرد تا اینکه جلو آمد و حرف زد و در حرفهایش احساس خوبی را نداشت و از شنیدنش هم میترسید تا اینکه مشخص شد که درخواست دوستی و رابطه پنهانی را از شراره میخواهد ولی وی نمی پذیرد و وقتی که به خانه برگشت به شوهرش کل ماجرا را بازگو میکند شوهرش کاملا اون فرد را میشناسد و وی را دعوت میکند که شام در منزل آنها میهمان باشد فرد مورد نظر میاید و در نقشه شومی که شوهر شراره پیاده میکند یک پودر سفید رنگی را برای شراره میاورد و میگوید که این را داخل بشقاب و کاسه او بریزد و او هم بدونه هیج فکری و این پودر چه چیزی هست قبول میکند تا اینکه بعد از چند ساعت فرد مزاحم میمیرد حال شوهر شراه میگوید تو اون را کشتی ولی من چون تو را دوست دارم تنهایت نمیگذارم خلاصه جنازه را در کوهای آریز رها میکنند تا چند روز بعد پلیس به وجود قتل و قاتلها پی میبرد تا اینکه در پای میزه محاکمه شراره کل ماجرایی را که شوهرش گفت گردن گرفته و شوهرش تبرئه شد.

شوهرش هم بهش قول میدهد که نمیگذارد در زندان بماند و برای بیرون آوردنش از زندان تلاش خواهد کرد روزها گذشت ، ماها گذشت ، سالهاگذشت ولی هیچ کاری نکرد خانواده ی مقتول به دیدن شراره امده بودند و بارها این مورد را که اعتراف کن و به تو رضایت خواهیم داد را گفته بودند ولی شراره در درون خود اینگونه می اندیشید که شوهرم من را بیرون میاورد و من آزاد میشوم هنوز هم باورش نشد که تمام نقشه هایی که منجر به قتل کاوه شده بود زیر سر شورش بود وی در تمام دوران زندان به این فکر میکرد که بالاخره اسب سفیدی میاید و با پرو بال باز وی را به قصه ها خواهد برد.

من بیشتر به ان فکر میکنم که شراره در طی این چند سال زندان به اعدام فکر کرده بود واقعا درد ناک است شراره در زندان شرایط روحی خوبی نداشت و چند بار دست به خودکشی زده بود که موفق نشده بود و تحت نظر روانپزشک بود کسی به ملاقتش نمیرفت و خیلی تنها وبی پناه بود از اول زندگیش تا روز اعدام در رنج و عذاب بود و روز خوبی در زندگیش نداشت شراره با شوهرش اختلاف داشت و چند باری خواسته بود از شوهرش جدا شود ولی شوهرش و خانواده پدرش قبول نکردند شراره طی بیست و هفت سال زندگی مشترک زنده بود نفس میکشید قد کشید ولی زندگی نکرد و جنگید شراره این همه درد را تحمل میکرد صبوری میکرد و بارها آرزو میکرد به دوران کودکی برگردد یا حداقل به قبل از اتفاق شوم بله او که نه عشق پدر را به خود دید و نه عشق شوهر، در تمام دوران زندان فقط مادرش به او سر زد کسی او را ندیده بود چند ماه یک بار مادر شوهرش به دیدن وی میرفت و همین که او از زندان بیرون میرفت شراره میخواست خود را دار بزند هیچ وقت از مادر شوهر شراره سوال نشد که چرا شراره بعد از دیدن تو اینگونه دیوانه میشود.

شراره رفت اعدام شد و بی گناه اعدام شد شراره مادری بود که به خاطر عشق مادری اعتراف نکرد که قاتل نیست به این باور بود که هیچ وقت اعدام نخواهد شد ولی شد و شورش همسرش هیچ کاری نکرد گذاشت که او بمیرد و او مرد ،مرد بخاطره جرمی که مرتکب نشد.

روحش شاد یادش در دلها همیشه جاودانه میماند.
نویسنده : لیلا راوند

نظر نویسنده بازتاب دیدگاه این وب سایت نمی باشد .

 

Facebook Comments

همچنین ببینید

یک زندانی به اتهام ( تجاوز به عنف ) در زندان قزوین اعدام شد

نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ۱۸ آذر ماه ۹۷ ؛ دادستان عمومی و …