قالب وردپرس
خانه / اعدام / جزئیاتی در مورد شراره الیاسی؛اعدامی در سنندج / من را به گناه بی گناهی کشتند

جزئیاتی در مورد شراره الیاسی؛اعدامی در سنندج / من را به گناه بی گناهی کشتند

نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ۱ آذر ماه ۹۷ ؛ یک زندانی محبوس در زندان سنندج بعد از تحمل پنج سال زندان اعدام شد.

به گزارش نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ” شراره الیاسی  ” فرزند زاهد متاهل دارای یک فرزند پسر به اسم ( ایلیا ) متولد روستای بیساران به اتهام قتل عمد در صحرگاه روز سه شنبه بیست و دوم آبان ماه نود و هفت در زندان سنندج اعدام شد.

یک منبع مطلع در اینباره گفت : وی متولد سال هفتاد هجری شمسی در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و در سن بیست و دو سالگی در تاریخ بیست پنج نود و سه ، در سنندج به اتهام قتل ”  کاوه غلام ویسی  ” همراه با شوهرش ”  شورش بدری ” بازداشت شد .آقای بدری پس از یکماه آزاد شد و  شراره به اتهام قتل عمد محاکمه شد.

 جزئیاتی در مورد زندگی و شرح ماجرای قتل کاوه غلام ویسی 

شراره در سن شانزده سالگی قبل از اینکه چیزی از زندگی مشترک درک کند فقط به خاطر فقر خانواده اش ازدواج کرد  زندگی ادامه داشت تا اینکه عشق را در یک نگاه فهمید و عاشق کاوه غلام ویسی شد رابطه ای با او برقرار نکرده بود به او گفته  بود که من باید از شورش شوهرم طلاق بگیرم و با تو ازدواج خواهم کرد.

شراره موضوع طلاق را به شورش همسرش گفت ولی او موافقت نکرد موضوع را با پدر و مادرش در میان گذاشت ولی متاسفانه انها هم مخالفت کردند .تا اینکه شورش همسرش شراره را تحت نظر گرفت و فهمید که عاشق کاوه شده وی به جای اینکه شراره را طلاق بدهد و به خواسته هایش احترام بگذارد وارد نقشه ای شوم برای کاوه شد.

یک شب به من گفت که امشب میهمان داریم غذا درست کرده بودم ولی نمی دانستم که مهمانمان چه کسی هست تا اینکه هوا تاریک شد و کاوه سر رسید جا خوردم ولی به روی خودم نیاوردم شام تمام شد و من ظرفها را جمع و جور کردم بعد از چند ساعت او مرد و حالا ما ماندیم و یک جنازه شورش گفت که اون را کشتی و حالا من به تو کمک میکنم و جنازه را سر به نیست میکنم .

وی ادامه داد: به چند کیلومتری شهر رفتیم و جنازه را در محلی به نام کوه ( آریز ) پرت و دور از رفت و آمد انداختیم و برگشتیم چند روزی طول کشید تا جنازه را پیدا کردند و بعد هم من و شوهرم شورش بدری پای میز محاکمه رفتیم . آنجا بود که من به نقشه شوم شورش پی بردم او از تمام لحظه هایی که من به کاوه غذا داده بودم و ماجرا فیلم تهیه کرده بود هیچ دفاعی از خود نداشتم و حتی  نتوانستم یک وکیل اخنیار کنم خانواده ام به راستی از من متنفر شده بودند بعد از چند روز یک دفعه دیدم که شورش شوهرم در زندان به ملاقاتم آمد و گفت خاطر جم باش که از آنها رضایت خواهم گرفت .

وی اضافه کرد : چند هفته یکبار مادر شوهرم به ملاقاتم میامد و از وعده های رضایت حرف میزذ ولی من به خاطر پسر هفت ساله ام ایلیا نمی توانستم به واقعیتهایی که آن شب رخ داده بود اعتراف بکنم مادر کاوه هم میامد و میگفت اعتراف کن و ما رضایت خواهیم داد.حتی بعد از اینکه مادر کاوه مرد در وصیت نامه اش به این موضوع اشاره کرده بود که اگر شراره اعتراف کرد او را ببخشید میدانم که شراره قاتل فرزند من نیست او عاشق کاوه بود .

مادر کاوه به مرگ پسرش اعتراض نداشت به تکه تکه کردن جنازه معترض بود و در دادگاه هم ذکر کرد که کسی که کاوه را تکه تکه کرده است شراره نیست ولی باید اعتراف کند و نام قاتل را ذکر کند ریس دادگاه، و تمام کسانی که با من در ارتباط بودند این موضوع را کاملا میدانستند که قاتل کاوه من نیستم و حتی میدانستند که قاتل هم چه کسی است . فقط یک اسم اگر به زبان می آوردم من به متهم درجه دو مبدل میشدم گفتم که نه ، پسرم بی پدر بزرگ خواهد شد شوهرم به من وفادار دارخواهد ماند و رضایت خواهد گرفت .

وی افزود : بی نهایت اذیت میشدم از جرمی که گردن گرفتم فکر میکردم چون بی گناهم اعدامم نخواهند کرد و پس از چند سال آزاد خواهم شد یک سال گذشت روز های تکراری و عذاب آور آن شبی که میتوانستم جلو مرگ کسی که دوستش داشتم را بگیرم ولی افسوس که ورق برگشته بود و تنها چیزی که به آن فکر میکردم این بود که بهداری میرفتم و به من قرص می دادند ریس زندان خیلی با من حرف میزد ولی گوش نمیدادم چون میگفتم شورش نجاتم خواهد داد.

وی در پایان گفت: پنج سال گذشت و روز موعود فرا رسید به پدر کاوه گفتند که باید زیر پای شراره را خالی کنی وی گفت : نمی توانم چون همین الان هم میدانم که قاتل فرزندم  شراره نیست من پسرم را وکیل این کار خواهم کرد. ریس زندان و برادر کاوه دادستان و هیت همراه همگی از او التماس کردند که یک اسم بگو که از طناب دار راهی یابی او ساکت شد و بعد از چند دقیقه روح او پروانه شد و پر کشید .

شراره رفت تمام کسانی که به نحوی با پرونده ی او آشنایی داشتند میدانند که او بی گناه اعدام شد.

Facebook Comments

همچنین ببینید

یک زندانی محبوس در زندان ( ندامتگاه ) مرکزی کرج اعدام شد

نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ۱۷ آذر ماه ۹۷ ؛ یک زندانی محبوس …