قالب وردپرس
خانه / کارگران / دل نوشته ای از غلامرضا غلام حسینی ؛ در پی بازداشت و شکنجه ی اسماعیل بخشی

دل نوشته ای از غلامرضا غلام حسینی ؛ در پی بازداشت و شکنجه ی اسماعیل بخشی

نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ۲۰ دی ماه ۱۳۹۷ ؛ دلنوشته ای از یکی از کارگران شریف ایران که چندی پیش توسط نیروهای امنیتی و پلیس امنیت بازداشت و ضرب و شتم قرار گرفته و شکایاتی را طرح کرده و الباقی واقعه را در ادامه بخوانید .

قابل توجه سیستم قضایی و کسانی که امروزه می گویند اسماعیل بخشی شکایت بکند رسیدگی می کنیمدر اولین بازداشتم در سال۱۳۸۴دراعتصاب غرورانگیز رانندگان شرکت واحد ۱۸روز بازداشت بودم در بازجوییهایی که توام با تهدیدهای روحی و هر از چندی کشیده ای و لگدی و مشتی هم در کار بود که یکی از دنده های سمت چپ سینه ام شکست پس از رفتن به بهداری و رادیولوژی گفتند که هیچ چیزی نشکسته است شاید بد خوابیده ای بخاطر ان است اما خودم دقیقا حس می کردم شکستگی را تا اینکه پس از ازاد شدن و مراجعه به دکتر شخصی و رادیولوژی از شکستگی مطمئن شدم و آن عکس رادیولوژی را چند سالی در خانه داشتم تا سال ۱۳۹۰با یورش جنایتکاران اطلاعاتی کرج به خانه ام در قلعه حسن خان و غارت کردن کلیه اسناد و مدارک دوره بیکاری و شکایتهای بسیاری از مراجع مختلف را یکجا بردند .

وی در ادامه :  دیگر پس ندادند در سال ۱۳۸۶که مصادف با روز زن در ایران بود در اوایل تیرماه جلوی استادیوم ازادی ماموران پلیس امنیت به فرماندهی سرگرد نجف زادگان با ضرب و شتم شدیدی بازداشت شدم .

وی بعد از بازداشت مجدد گفت : که پس از انتقال به پایگاه اطلاعات مستقر در پل گیشا در انجا توسط رییس اداره اطلاعات سرهنگ عبدالهی(اگر نامش را درست بخاطر داشته باشم)و معاون ایشان و دو نفر دیگر نزدیک به دو ساعت کتک می خوردم که در ان شب پرده گوش چپم پاره شد بعد از ۸۵روز بازداشت انفرادی که هیچ گونه بازجویی در کار نبود باقرار وثیقه ۱۰۰میلیونی ازاد شدم .

پس از بازداشت  :  از ازادی نسبت به بازداشت غیر قانونی و ضرب و شتم از دست افرادی که کاملا شناخته شده بودند برایم اقدام به طرح شکایتی در دادسرای نظامی کردم که پس از دو ماه اعلام کردند که دادگاه نظامی صلاحیت رسیدگی به اینگونه پرونده ها را ندارد نمی خواستم از شکایت کردن صرف نظر کنم با مشاورت چندین وکیل در نهایت شکایت خود را در دادسرای ویژه کارکنان دولت به ثبت رساندم :

وی در پایان گفت: بعد از گذشت یکسال و پی گیریهای مکرر و مداوم پرونده از دادسرای انقلاب سر در اورد و من را برای پیگیری به انجا رهنمون شدند و اولین روزی که برای پیگیری به دادگاه انقلاب رفتم حیدری فر جنایتکار برایم قرار بازداشت صادر کرد و من گفتم که من شاکی پرونده هستم با کمال وقاحت همیشگی حاکم بر دادگاههای ایران مخصوصا دادگاه انقلاب حیدرفری گفت این ما هستیم که مشخص می کنیم چه کسی می تواند شاکی باشد و چه کسی متهم…

نویسنده غلامرضا غلام حسینی

Facebook Comments

همچنین ببینید

اعتراض ؛ به عدم پرداخت دستمزد به کارگران شهرداری در بیجار

نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران ؛ ۱۱ آذر ماه ۹۷ ؛ کارگران بیجار طی …